اینجا مشهد است...

اینجا مشهد است... صدای جمهوری اسلامی ایران...

وقتی رسیدم مشهد ساعت 7 صبح بود. این صدای رادیو بود...

چند روزی مهمون خونه خواهرم هستم...

چقدر اینجا هوا سرده، بخاری روشن کردن...

از وقتی که یادم میاد با گوسفندها مشکل داشتم. نمی دونم مشکل از من بود یا اونا. گوسفندها و حتی بره هاشون از بچگی دنبال من می کردن خاطره ی خوبی از گوسفند ندارم. حتی عیدهای قربان که گوسفند قربونی می کردیم و مامان سر و پاهای گوسفند رو می ذاشت تو انبار، من وارد انبار نمی شد. از کله ی بدون جونش هم می ترسیدم...

عید قربان رو به تمامی دوستان خوبم تبریک می گم

 

 

/ 6 نظر / 8 بازدید
بوقلمون

از بس که گوشت زیاد می خوردی از دستت عصبانی بودن گوسفندا[چشمک]

سه نقطه...

حرم رفتی دعا کن...

رومینا......

عیدت مبارررک..

پرنسس ویولت...

سلام من پرنسس ویولت هستم.. وبلاگتون بی نظیره وواقعا زیباست... خوشحال میشم بهم سر بزنید وتبادل لینک داشته باشیم.. منتظره حضورتون هستم.. اینم ادرسم..http://19921922.blogfa.com/

علی

دیگه چ خبرا مشهد؟[نیشخند]